مرتضى مطهرى
372
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اربابش ديد خيلى ناراحت است و مدتى است كه روز به روز لاغرتر و رنگش زردتر مىشود . به او گفتند : آقا به درد اين برس ! گفت : چه شده ؟ گفتند : عاشق شده . او را خواست ، گفت : قضيه چيست ؟ شروع كرد به گريه كردن . گفت : دردت را بگو . هى گريه مىكرد . آخرش گفت : عاشق شدهام . گفت : عاشق كى ؟ گفت : هركه شما مصلحت بدانيد . انسان نمىتواند عاشق كسى باشد كه ديگرى مصلحت بداند . اصلًا عشق به « شخص » تعلق مىگيرد ؛ يعنى حكم يك پيوند مادى را دارد كه بايد شخصش موجود باشد و ميان اين شخص و آن شخص ، پيوند برقرار بشود . به همين دليل است كه نه زن جزء دارايى مرد است و نه مرد جزء دارايى زن ؛ پيوند شخصى است . يك مرد حاضر نيست همهء زنهاى دنيا را به او بدهند با زن خودش مبادله كند ؛ و آن زن هم اگر همهء شوهرهاى دنيا را بياورند و به او بگويند هركدام را مىخواهى انتخاب كن شوهر خودت را بده ، حاضر نيست مبادله كند ؛ يعنى يك علاقهء شخصى ميان اين زن و اين مرد برقرار مىشود ، همينطور كه ميان پدر و فرزند علاقهء شخصى ايجاد مىشود . هيچ كس پدرش را با پدرهاى ديگر مردم مبادله نمىكند ، بچهاش را هم با بچههاى ديگر مبادله نمىكند . و چون اينها جنبهء شخصى و فردى دارد ، جزء مسائل اقتصادى قرار نمىگيرد ؛ يعنى با ساير اشياء معاوضه نمىشود . پس غلط است اگر ما بگوييم كه زن جزء مسائل اقتصادى است . اگر بگوييد ماركس نگفته است « مسائل اقتصادى » ، مىگوييم او تمام گفته هايش پر است از « اقتصاد » ، نمىگويد « ماديات » . و اگر مىگوييد زن و شوهر و پدر و مادر و اينها هم جزء مسائل اقتصادى است ، قطعاً اينطور نيست . آن وقتى كه زن و شوهر جزء مسائل اقتصادى قرار بگيرند ، ديگر روح خانوادگى وجود ندارد ؛ يعنى آن وقتى كه مرد زنش را به حساب پول در خانه نگه دارد يا زن شوهرش را به حساب پول نگهدارى كند ، آن وقت است كه اين خانواده براساس روح خانوادگى تشكيل نشده ، براساس روح ديگرى تشكيل شده است . جاه و مقام چطور ؟ آيا ما مىتوانيم جاه و مقام را جزو مسائل اقتصادى بشماريم ؟ در صورتى كه انسان براى جاه و مقام از همهء منافع اقتصادى خودش مىگذرد ؛ يعنى يك عمر زاهدانه زندگى مىكند كه مقامش را حفظ كند . چقدر از اين افراد رياكار و جاه طلب در دنيا بودهاند كه براى اينكه آسيبى به شخصيت